سديد الدين محمد عوفى

509

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

غالب آيد و خصم را قهر كند « 1 » مراد حاصل شود « 2 » و اگر « 3 » كار برعكس باشد « 4 » بارى عارى « 5 » به پهلوانان و سپاه‌داران لشكر راجع نگردد . پس اسباب او بساخت و « 6 » او را با فوجى از لشكر به حرب خارجى فرستاد . و چون لشكر به نزديك يكديگر رسيدند « 7 » لشكر خود را بخواند و گفت « 8 » : شما را معلوم است « 9 » كه شما بر حقيد و ايشان « 10 » بر باطل ، مىبايد كه در جنگ ثبات نماييد و عار گريز بر خود ننهيد و يقين بدانيد كه باطل را دوامى نبود ، و بدانيد كه هر كه از « 11 » شما ازين خارجيان « 12 » مردى را بيندازد « 13 » و سرى « 14 » به نزديك من آورد او را صدهزار درم بدهم . چون لشكر اين فصول بشنودند به جملگى « 15 » حمله بردند و هم در « 16 » حملهء اول لشكر را منهزم گردانيدند و مر آن « 17 » گردن‌كش را دست « 18 » بسته در پيش خداداد بردند و او به خدمت فضل « 19 » نامه نوشت و مضمون نامه اين بود كه امير داند كه من مردى بازاريم و فتح‌نامه ندانم نوشت و لكن اعلام « 20 » خدمت كنم « 21 » كه بر عقب نامه مىآيم و سردار آن « 22 » خارجيان « 23 » را « 24 » بسته مى - آرم « 25 » . چون فضل سهل اين « 26 » نامه « 27 » بخواند شاد شد و امير المؤمنين را

--> ( 1 ) متن و مپ 2 - فضل را اين معنى موافق . . . خصم را قهر كند ، بنياد : مقهور گرداند ( 2 ) متن : شد ، مپ 2 : نشود ، مج بحاصل شود ( 3 ) مپ 2 - اگر ( 4 ) مپ 2 : اين بود ( 5 ) متن و مپ 2 : عار ( 6 ) مج - اسباب او بساخت و ( 7 ) مج : روز جنگ خدا بردى ( 8 ) مج : لشكر را اميدوار كردى و گفتى ( 9 ) مج - شما را معلوم است ( 10 ) متن + را ( 11 ) متن - را ( 12 ) مپ 2 و مج - ازين خارجيان ( 13 ) مپ 2 - مردى را بيندازد ( 14 ) متن + را ، مپ 2 + ازين خارجيان ( 15 ) مپ 2 - به جملگى ، مج : به جمله ( 16 ) مج + آن ( 17 ) مج - اول ( 18 ) متن ميران ، مج : مردان ( 19 ) مپ 2 و مج : دست ( 20 ) مج + سهل ( 21 ) بنياد + به ( 22 ) متن : ( 23 ) متن : خوارجيان مىگردانم ، مج : مىدهم ، مپ 2 : كردم مپ 2 - آن ، مج - سردار آن ، بنياد : سپه‌سالار مج : خارجى ، بنياد : خوارج تصحيح قياسى است ( 24 ) متن و مپ 2 - را ( 25 ) متن : مىدارم ( 26 ) مپ 2 - اين ( 27 ) مپ 2 و مج + را